تبليغاتX
از ناله های مرگ تا نغمه های زندگی

از ناله های مرگ تا نغمه های زندگی
خدایا ! یاریم کن اگر چیزی شکستم دل نباشد.....

سرگذشت گل غم

پنجشنبه 18 مهر1387

 

تا در این دهر دیده کردم باز

گل غم در دلم شکفت به ناز

بر لبم تا که خنده پیدا شد

گل او هم به خنده ای وا شد

هر چه بر من زمانه می ازمود

گل غم را از آن نصیبی بود

همچو جان در میان سینه نشست

رشته عمر ما به هم پیوست

چون بهار جوانیم پژمرد

گفتم این گل ز غصه خواهد مرد

یا دلم را چو روزگار شکستی هست

می کنم چون درون سینه نگاه

آه از این بخت بد چه بینم آه

گل غم مست جلوه خویش است

هر نفس تازه روتر از پیش است

زندگی تنگنای ماتم بود

گل گلزار او همین غم بود

او گلی را به سینه من کاشت

که بهارش خزان نخواهد داشت

فریدون مشیری

+ ساعت 11:4 PM نويسنده ARAM |

ناله ای در سکوت

سه شنبه 9 مهر1387

 

زین محبسی که زندگی اش خوانند

 هرگز مرا توان رهایی نیست

 دل بر امید مرگ چه می بندم

دیگر مرا ز مرگ ، جدایی نیست

 مرگ است ، مرگ تیره ی جانسوز است

این زندگی که می گذرد آرام

این شام ها که می کشدم تا صبح

 وین بام ها که می کشدم تا شام

مرگ است ، مرگ تیره ی جانسوز است

 این لحظه های مستی و هشیاری

 این شام ها که می گذرد در خواب

 و آن روز ها که رفت به بیداری

تا چند ، ای امید عبث ، تا چند

دل برگذشت روز و شبان بستن ؟

با این دو دزد حیله گر هستی

پیمان مهر بستن و بگسستن ؟

 تا کی براید از دل تاریکی

چشمان روشنی زده ی خورشید ؟

 تا کی به بزم شامگهان خندد

این ماه ، جام گمشده ی جمشید ؟

دندان کینه جوی خدایانست

چشمان وحشیانه ی اخترها

خندد چو دست مرگ فروپیچد

طومار عمر بهمن و آذرها

دانم شبی به گردن من لغزد

این دست کینه پرور خون آشام

 دانم شبی به غارت من خیزد

 آن دیدگان وحشی بی آرام

تا کی درون محبس تنهایی

عمری به انتظار فرو مانم

تا کی از آنچه هست سخن گویم ؟

تا کی از آنچه نیست سخن رانم ؟

جانم ز تاب آتش غم ها سوخت

ای سینه ی گداخته ، فریادی

ای ناله های وحشی مرگ آلود

 آخر فرا رسید به امدادی

 سوز تب است و واهمه ی بیمار

مرگ است و راه گمشدگان درپیش

اشک شب است و آه سحرگاهان

 وین لحظه های تیرگی و تشویش

در حیرتم که چیست سرانجامم

زیرا از آنچه هست ، حذر دارم

زین مرگ جاودانه گریزانم

در دل ، امید مرگ دگر دارم

 اینک تو ، ای امید عبث !‌ بازآی

وینک تو ، ای سکوت گران ! بگریز

 ای ماه آرزو که فرو خفتی

بار دگر ، کرشمه کنان برخیز

 جانم به لب رسید و تنم فرسود

ای آسمان !‌ دریچه ی شب واکن

ای چشم سرنوشت ، هویدا شو

 او را که در منست هویدا کن


+ ساعت 1:28 PM نويسنده ARAM |

سجده بر سراب

دوشنبه 8 مهر1387

٭کوچه ی کودکی هم با من غریبی می کـُند!

از فتح دوزخ آمدم، با گردبادی زین شده!

با یک بغل راز مگو، از گربه یی نفرین شده!

خسته از انکار چراغ، از سُجده کردن بر سراب!

تاریک تاریک! تو بر این شام بی روزن بتاب!

بیگانه ام با آینه! بیگانه ام با خاک خود!

با من بگو آغوش تو، وقف کدامین دشنه شد؟

ای از ترانه سرزده،

در این سکوت بی بلد!

آغوش بگشا رو به من،

تا سرزمین معنا شود!

از فتح دوزخ آمدم، از خاک خاکستر شده!

اُفتاده ام از روشنی، در این شبْ آلوده دیار،

بارانی از فانوس را، بر قلب تاریکم ببار!

من بی وطن تر از نسیم، بی خانه مان و در به در!

تن را از این بنْ بست کور، تا کشف آزادی ببر!


ای از ترانه سرزده،

در این شکوت بی بلد!

آغوش بگشا رو به من،

تا سرزمین معنا شود!●


+ ساعت 10:44 PM نويسنده ARAM |

پند

چهارشنبه 3 مهر1387

بی نشان از عشق یعنی گم شدن

گم شدن در وادی سرد حیات

رد شدن از کوچه های بی عبور

خالی و خاموش عین جامدات

*

بی حضور عشق یعنی بی کسی

انتهای فرصت بی دغدغه

زندگی اما پر از دلمردگی

ترس شیطان و گناه و وسوسه

*
نق زدن از روزگار پر ملال

لابه لای قفل و زنجیر سکوت

دست و پایی بی هدف در جازدن

حظ نبردن از نگاه یک غروب

*

گل ندادن در مه اردیبهشت

رفتنی بیهوده تا دیوار مرگ

بی خبر از عالم زیبای عشق

کوله باری روی دوش از بار مرگ

*
خوردن و خوابیدن و تکرار روز

حرف های یخ زده در قاب شب

بی نگاهی منتظر بر روی در

دیدن اموات در هر خواب شب

*
بی تحرک مثل مردابی شدن


جایگاه امن هر خاروخسی

کندن جانی که بی ارزش شده

در تلاطم های هر دلواپسی

*
عشق باید زندگی را پر کند

هر کسی با عشق زیبا می شود

ورنه او می ماندو بی همدمی

یکه و تنهای تنها می شود

...

+ ساعت 1:28 PM نويسنده ARAM |

عزیزم........

جمعه 29 شهریور1387

 

چه زيباست به خاطر تو زيستن ، براي تو ماندن و به پاي تو  مردن و به پاي تو سوختن!

 و چه تلخ و غم انگيز است د ور از تو، بدون تو زيستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن!

اي كاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست! بدون تو و دور از دستهاي

 مهربان تو زندگي چه تلخ و ناشكيباست! كنار پنجره نشسته ام و چشم به باغ

پرشكوه خاطره ها دارم! خود را در كوچه تنهايي مي يابم، آنجا كه حتي ديده از تصوير

 گريزان ا ست، سرگردان و پريشان به آينده چشم دوخته ام، صداي گام هاي

 استوارت به گوشم مي رسد ، فقط تويي كه در باغ خاطره ها به كوچه تنهايي من پا

گذاشته اي! پس قدومت را بر سفره دلم بگذار كه سخت منتظرم......

+ ساعت 12:11 PM نويسنده ARAM

برام دعا کنید.....

دوشنبه 25 شهریور1387

سلام به همه دوستان عزیزم

این پست دیگه انتخاب یک شعر نیست بلکه از همه شما میخواهم که دعا کنید.

 همسر من تازگیها بیمار شده و من چاره ای ندارم جز اینکه دعا کنم دعا به درگاه خدا

که هیچوقت نا امیدم نکرده هیچوقت من را از درگاهش

ناامید نرانده خدایا همسرم را به تو میسپارم و  سلامتیش را از تو می خواهم خدایا! خدایا!

من بیچاره را  دوباره زندگی بده خدایا باز هم به تو رو میآورم ای که بزرگترینی ای که عزیزترینی

همسرم را سلامتی دوباره بده خدایا !خدایا!

خدایا.............

 

 با اجازه از دوست عزیزم فریبا با وبلاگ سکوت عشق که توی پیوندهام هست:

چرا وقتی پرواز را به من آموختی...

سقوط را برایم معنا نکردی...؟

چراوقتی بادسته گل مهرمیهمان قلبم شدی...

از پژمرده شدن گلها برایم نگفتی...؟

چرا وقتی دست دردستم نهادی...

از تنهایی آینده دستانم نگفتی...؟

چرا وقتی امیدم بودی...

از روزهای نا امیدی برایم نگفتی...؟

چرا وقتی عشقم شدی...

از مرگ قلبهای عاشق برایم نگفتی...؟

چرا وقتی کنارم بودی...

از ساعات تلخ جدائی برایم نگفتی...؟

تو نگفتی ونگفتی ونگفتی...

 

+ ساعت 10:3 PM نويسنده ARAM

خوابم می آید....

شنبه 23 شهریور1387

 
خوابم می آید اما

باید دوباره تمام کتاب کوکب را دوره کنم

بی گلایه وگریه که نمی توان

به دیدار دیار دور رؤیا رفت

باید به رکعت سکوت و صدای کبوتر فرو شوم

باید به پنجره ی باز و پرواز پوک پر بیندیشم

به جریمه های نانوشته ی جمعه های کودکی

به گلوی گرفته و گریه ی گیتار

به طنین ترانه و طبل تندر

باید به حقارت ابرها بیندیشم

به بیم بارش باران

به سرود ساکت اشک

خوابم می آید اما

باید به اندازه ی گریه یی کوتاه هم که شده

به تو بیندیشم

شاید نگاه گرم تو

در لابه لای این همه رویا

یا در خیال این همه خمیازه گم شده باشد


چه کنم ؟ زیبا جان

باید بیابمت

به این گریه های گاه به گاه بالش و بستر


خو کرده ام دیگر ......

"یغما گلرویی"

+ ساعت 10:5 PM نويسنده ARAM |

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com